عبد الجليل قزوينى رازى

618

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

پيچد تا فرشته بداند كه رافضى است » . اما جواب اين شبهت اينست كه چنين است و جريدتين با مرده در گور نهادن سنّت همهء انبيا است و سنّت مصطفى است و سبب نهادن نه آنست كه اين « 1 » ناصبى آورده است ، سبب آنست كه چون آدم را از بهشت به زمين فرستادند جبرئيل را گفت : از آن درخت خرما كه من در زير آن خفتمى و نشستمى دو چوب بياور تا مرا از نسيم او راحتى باشد ؛ بياورد و بنهاد و درخت بارور شد و آدم در سايهء آن نشستى و ميوه ازو خوردى ، و چون از دنيا برفت خداى « 2 » فرمود كه : دو چوبك ازو « 3 » در كفن آدم بپيچند « 4 » ؛ چنان كردند . و آدم چون چوب خرما ديدى فرزندان خود را گفتى : هذه عمّتكم ؛ اين عمّهء شما است ، پس جريدتين سنّت آدم و حوّا شد ، آنگه سنّت همهء انبيا شد ، آنگه سنّت مصطفى و مرتضى . و خواجه اگر سنّى است چرا تبرّا مىكند ؟ ! اينست وجه و سبب ؛ نه آنكه خواجه انتقالى آورده است ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت پنجاه و هفتم - مرتضى بغداد در كتاب المنفرد آورده است كه روزهء روز شكّ فضيلتى تمام دارد و اين بعينه مخالفت رسول خداست كه گفت : من صام يوم الشّكّ فقد عصى أبا القاسم » . اما جواب اين شبهت آنست كه اين نومسلمان چون حوالتى كند با كتابى « 5 » يا شخصى چون ببينند و بدانند و بخلاف آن باشد كه ذكر كرده باشد [ بايد كه ] شرم‌زده باشد « 6 » اوّلا مذهب همهء شيعه و مذهب مرتضى چنانست كه روز شكّ بنيّت شكّ روزه داشتن حرام است و از مذهب و كتب شيعه اين معنى معلوم و مصوّرست « 7 » تا جان مجبّرش برآيد بربايد گرفتن و به خواندن تا اين شبهت زايل باشد ، و حوالت بكتاب « المنفرد » كردن بدروغ غايت جهل و نادانى باشد . امّا مذهب شيعت چنانست

--> ( 1 ) - م ب ن : « اين » را ندارند و ح د نيز اصل اين عبارت را ندارند . ( 2 ) - م ب ن : « خداى تعالى » . ( 3 ) - م ب ن ح د : « از آن درخت » . ( 4 ) - م ب ن : « پيچيد » . ( 5 ) - ع م ب ن : « بكنايتى » يا « كتابتى » . ( 6 ) - عبارت ح د چنين است : « حوالتى كند بكتابى يا شخصى هرگاه ببيند كه بخلاف آنست كه ذكر كرده بايد كه شرمى بدارد » . ( 7 ) - ن : « متصور » .